خرید بک لینک
در تنهایی بی فردایی قدم می زدم که ناگاه سستی تمام وجودم را فرا گرفت و مرا وارد بر صحرایی نمود که جز چند خرابی و ویران شده ای از آبادی هایی که با دست خود ساخته بودم چیزی نیافتم و دیدم درختانی را که سبزیشان را از کف داده و جز مرگ در شاخه هایشان چیزی جریان نداشت و جویبارهایی را که خشک جز سنگریزه ای چیزه همراه نداشتند و چون به سر در خانه ای نگریستم به عمق ویرانی اش پی بردم… قدم زنان سراسیمه و آشفته از

برچسب: بازگشت,نورانی, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

من غصه دار غصه های بی قرینم من کربلا را یادگار آخرینم من یادگار روزهای خاک وخونممن یادگار چهره های لاله گونم هفتمین روز از ماه ذیحجه سالرزو شهادت پیشوای پنجم از اهلبیت رسول خدا(ص)، امام محمد باقر(ع) است. مردی که همچون پدران بزرگوارش در دانش و ایمان و تقوا و همه فضایل اخلاقی بر همه خلق خدا پیشتاز بود. مردی که رسول خدا (ص) او را همسنگ قرآن نامید و پیروی از او را مایه هدایت امت اسلام دانست و مزد رسال

برچسب: شهادت,مظلومانه,باقرع,رهروانش,تسلیت, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

4 - در عرفات یا کربلا؟! بشیر دهّان (روغن فروش) روزى به حضور حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شده و به آن جناب عرضه داشت: مولاى من! گاهى اتفاق مى افتد که من در روز عرفه نمى توانم در صحراى عرفات حضور یافته و به عبادت و راز و نیاز بپردازم، در آن هنگام من مراسم عرفه را در کنار قبر حضرت سید الشهداءعلیه السلام برگزار مى کنم، به نظر شما چطور است؟!پیشواى ششم فرمود: چه کار نیکویى انجام مى دهى. هرگاه یکى از شیع

برچسب: نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

به گزارش روابط عمومی فرمانداری میبد، حجتالاسلام حسین کارگر در این مراسم گفت: شهید رجایی و باهنر از شهدای مکتبی، جهادی و ولایی بودند که با ساده زیستی و تضرع و بندگی، فرصت خدمتگزاری به مردم را برای جلب رضایت حضرت حق انجام دادند. این استاد با بیان اینکه شهید رجایی در شرایط سخت انقلاب که استوانهها و بسیجی و سپاهی را در کف خیابانها ترور میکردند وارد عرصه انقلاب شد تصریح کرد: شهید رجایی و باهنر در

برچسب: بزرگداشت,شهدای,شهرستان,برگزار, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

شخص عطاری از اهل بصره می گوید: روزی در مغازه عطاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سدر و کافور به دکان من وارد شدند. وقتی به طرز صحبت کردن و چهره هایشان دقت کردم، متوجه شدم که اهل بصره و بلکه از مردم معمولی نیستند به همین جهت از شهر و دیارشان پرسیدم؛ اما جوابی ندادند.من اصرار می کردم؛ ولی جوابی نمی دادند. به هر حال من التماس نمودم، تا آن که آنها را به رسول مختار صلی الله علیه و آله و سلم و آل اطه

برچسب: داستان,ملاقات,حکایت,صابونی, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

شیخ علی حلاوی، مردی عابد و زاهد بود که همواره منتظر بوده است. آن جناب در مناجات هایش به مولایمان می گفت: «مولا جان، دیگر دوران غیبت تو به سر آمده و هنگامه ظهور فرار رسیده است. یاوران مخلص تو به تعداد برگ درختان و قطره های باران در گوشه و کنار جهان پراکنده اند. اینک بیا و بنگر که در همین شهر کوچک حله یاوران پا به رکاب تو بیش از هزار نفرند. آقا جان، پس چرا ظهور نمی کنی تا دنیا را لبریز از عدل و داد

برچسب: داستان,حلاوی, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

اقناع اندیشههمانگونه که عرض شد، تنها راه دست یافتن به غفران خداوند و بهشت الهی، قبول نمودن ولایت اهلبیت عصمت: است و بدون ولایت اهلبیت: هیچ عملی مورد قبولخداوند نخواهد بود.قبول نکردن ولایت امیرالمؤمنین علی٧ و امامان معصوم:، قبول نکردن ولایت رسول خدا و نیز نپذیرفتن ولایت خداوند متعال است زیرا کسی که ولایت ائمه اطهار: رانپذیرد یکی از مهمترین دستورات خداوند را زیر پا گذاشته است و آن دستوری است که د

برچسب: ولایت,قبولی,عبادت, نویسنده: هیراد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:54

صفحه بندی